خرید بک لینک

اراجیف هایم را مهره به مهره به بند می کشم؛ می خواهم گلوبندی ببافم از حماقت هایم و آنرا همیشه با خود همراه سازم................ که گفته که باید اشتباهات را فراموش کرد؟! اتفاقا باید آنها را قاب کرد بر دیوار دیده تا فراموش نشود درسی را که عبرت گرفته ای

من عکس تو را در جای جای کیف چر می ام پنهان می کنم تا هیچگاه فراموش نکنم با خود چه کردم !!

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 15:31

فکر می کردم با او می شود زندگی کرد ؛ فکر می کردم تلخی گذشته را مثل شیرینی قند می شوید و می برد ؛ فکر می کردم دوا می شود بر دردم ؛فکر می کردم راست می گوید ؛ اما اشتباه فکر می گردم ؛ او نه تنها مرهم نبود حتی محرم هم نبود .مرا با آرزوهایم خاک کرد و مشتی گلاب بر روی آن پاشید . انگار همان قبلی را کمی تراش داده باشی و رنگ نو پاشیده باشی و گر نه چیزی تغییر که نکرد بدتر هم شد .کاش زندگی غلط گیر داشت ؛ جاهایی از زندگی ام نیاز به اصلاح دارد. یکروز تمام آنرا با خودکار آبی خط خطی خواهم کرد

برچسب: نویسنده: غزل عباسی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 15:31

صفحه بندی